سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

365

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

هارون پيكى فرستاد تا موسى بن جعفر عليه السّلام را از بصره به بغداد آورد و او را به فضل بن ربيع بسپرد . هارون در نظر داشت آن حضرت را به دست فضل بن ربيع به قتل رساند ، ولى فضل از اين كار امتناع ورزيد . هارون بدين منظور او را به فضل بن يحيى تسليم كرد ، اما فضل بن يحيى نيز بدين كار تن درنداد و از قتل حضرت سرباز زد . از سوى ديگر ، به هارون خبر دادند كه موسى بن جعفر عليه السّلام در خانهء فضل بن يحيى در خوشى و آسودگى به سر مىبرد . هارون از اين خبر ، خشمگين شد و دستور داد كه صد تازيانه به فضل بزنند و مردم نيز او را لعن كنند . سپس هارون ، موسى عليه السّلام را به سندى بن شاهك سپرد . اصفهانى ، پايان زندگانى موسى بن جعفر عليه السّلام را در زندان سندى ، سال 183 ق ذكر مىكند و مىگويد : سندى ، موسى بن جعفر را در فرشى پيچيد و به چند تن از خدمتكارانش گفت كه روى صورت آن حضرت بنشينند تا آن‌كه او از دنيا رفت . « 1 » بنا به گزارش صاحب فخرى ، هارون دستور داده بود موسى بن جعفر عليه السّلام را بدين شكل به قتل رسانند تا مردم او را به قتل آن حضرت متهم نكنند . او مىگويد : « در آن زمان ، رشيد در رقّه « 2 » بود و از آن‌جا فرمان قتل حضرت را صادر كرد و موسى بن جعفر عليه السّلام مخفيانه به قتل رسيد ، سپس گروهى از سرشناسان محلهء كرخ را بر امام موسى وارد كردند تا حضرت را ببينند و شهادت بدهند كه امام موسى بن جعفر عليه السّلام به مرگ طبيعى درگذشته است . » « 3 » اما مسعودى بر اين نظر است كه آن حضرت ، مسموم از دنيا رفت . « 4 » هارون همه علويان بغداد را احضار كرد ، هم‌چنان كه فقها و قاضيان و بزرگان مردم را خواست تا نزد وى آيند . سپس جنازه امام موسى عليه السّلام را به آنان نشان داد و پرسيد : آيا اين مرد را مىشناسيد ؟ گفتند : بله ، او موسى بن جعفر است . هارون پرسيد كه آيا اثرى از سم و چيزى كه دليل كشته شدن باشد ، در بدن او مىبينيد ؟ گفتند : نه . « 5 »

--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، 503 - 504 . ( 2 ) . رقه در جزيره و در ناحيه ديار مضر و كرسى آن ديار است . ديار مضر يكى از سه ديار جزيره است كه شهرهايش در اطراف فرات عليا قرار دارد . ( مترجم ) ( 3 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 128 . ( 4 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 365 . ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 499 / خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 30 .